تبلیغات
Avazak.ir
دلنوشته های یلدا - حسرت
دلنوشته های یلدا
دوست عزیزم که به دیدن وبلاگم اومدی. امیدوارم با گذاشتن اسمت و اگه دوست داشتی نظرت خوشحالم کنی. *یلدا*
 
یکشنبه 14 خرداد 1391 :: نویسنده : یلدا

تو اوج حسرت شبونه

 

زیر ناودونای خونه

 

برق ستاره، دنیامو زیر و رو کرد

 

چشامو با شبنم عشق آشنا کرد

 

از اونوقت تا حالا شدم تنها

 

مثل یه بوته ی خشک وسط صحرا

 

حالا چشم انتظار بارون می مونم

 

برا بی کسیم آواز میخونم

 

وقتی که رنگ خزون پاییز

 

بدزده سبزی بهار رو ریز ریز

 

گم میشی تو هجوم لجظه ها

 

شاید بشکنی مثل آینه ها

 

اگه دوباره بیایی به خودت

 

می بینی رفتی تو پیله ی تنگت

 

 

پیله ای که کی میشه سر باز کنه

 

اوج بگیره و پرواز کنه

 

اون روز یکه بشه پیدا

 

یه مرحم برا زخمای شیدا

 

روز آمدن کبوتر آشناست

 

روز برگشتن بهار ناپیداست

 

اما مگه میاد اون روز برگشت

 

دیگه روزای شادمون گذشت

 

*یلدا*

سال 85





نوع مطلب : شعر و دلنوشته های من، 
برچسب ها :




 
درباره وبلاگ

دوست عزیزم، از اینکه دقایقی از وقتت رو اینجایی خیلی خوشحالم. من تو این وبلاگ شعر ها و دلنوشته های خودم رو میذارم

شعرهام فقط صدای دلمه که بروی کاغذ میاد و هیچ ادعایی ندارم.

مدیر وبلاگ : یلدا

نویسندگان
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


Yahoo Status by RoozGozar.com

كد تعیین وضعیت یاهو